آری، واقعا قضیه چیز دیگری است!

چند روز پیش، گفت و گویی انجام دادم با خبرگزاری ایلنا. در این پرسمان، بعضی حرف هایی را که مدت ها بود سر دلم  تلنبار شده بود، به زبان آوردم، با این شرط و تاکید که نمی خواهم از سازمان و نهاد خاصی اسم برده شود و نظرم بیشتر  سیاست گذاری های  کلی،به ویژه در سالیان اخیر است. متاسفانه بعد از چاپ گفت و گو، دیدم که خبرنگار محترم به طور خاص از سوره مهر و بنیاد ادبیات داستانی اسم برده است. به هر حال، این رفتار که متاسفانه در کشور ما رایج است، باعث شد خبرگزاری رجانیوز مطلبی در حاشیه این مصاحبه بنگارد و حسابی بنده نوازی کند!    راستش، نمی خواهم جوابی به این نوشته بدهم، البته برخی مواضع تهمت آلود و شائبه آفرین موجود در این نوشته، به شدت آزارم می دهد، اما بیشتر برای صاحبان چنیین تفکر و دیدگاهی نگرانم. کسانی که  خود را  مسلمان تر و انقلابی تر از دیگران می دانند و  با رفتارشان همه را از حریم حرم می رانند. در پایان، تنها حرف دلم را با صدای بلند اعلام می کنم و می گویم: آی حضراتی که حضور نویسنده ی مستقل و ایرانی را بر سر سفره ی ادبیات ملی و رزق الهی برنمی تابید، قرار ما: در روز بازپسین، اگر باورمند به روز جزا و حساب و کتاب اید!    :در گفتگو با محمدکاظم مزینانی مطرح شد دفاع مقدس و پروژه‌ی پرورش نویسندگان گلخانه‌ای
          
 محمدکاظم مزینانی معتقد است: سیاست‌های غلط مدیریت فرهنگی، تخصیص بودجه‌های کلان به نهاد‌ها و انتشارات‌های دولتی، ترویج نگاه‌های جانبدارانه، کتاب‌سازی‌ها و مخاطب‌سازی‌های سوری ضربه‌های مهلکی را به بدنه‌ی نشر و اعتماد مخاطبان به ادبیات وارد کرده است.  

وی در گفتگو با خبرنگار ایلنا، ضمن انتقاد شدید به دخالت‌های دولتی در مدیریت‌های فرهنگی اظهار داشت: درست است که دولت، برخاسته از انقلاب و رای مردم است، اما متاسفانه در ۸ سال گذشته بیش از اندازه‌ خود را بالا احساس کرده و با دخالت‌های بیش از حد، پایش را بیشتر از گلیمش دراز کرده است.

مزینانی ادامه داد: متاسفانه پول نفت که سرمایه‌ی ملی ماست، در مسیر نگاه‌های جانبدارانه به صورت ناعادلانه‌ای در حوزه‌های فرهنگی و هنری خرج شده است و دولت با تاسیس مراکز و بنیادهای جدید و یا حمایت‌های ویژه و رانت‌گونه از برخی مراکز نشر، سعی در پرورش و ترویج کتاب‌هایی داشته که به تفکرات یکسویه و افراطی خود نزدیک باشد.

وی در تشریح این نگاه‌ها و رویکرد‌ها و برنامه‌ریزی‌های اشتباهی که نهایتا تدوین و در سال‌های گذشته از سوی دولت و نهادهای حاکمیتی به کار گرفته شده‌اند، گفت: مدیران و مقامات فرهنگی در دولت و نهادهای حاکمیتی در ارزیابی‌های خود دریافتند که مخاطبان ادبیات جدی، خلاقانه و ناب که عمدتا از قشر متوسط به بالای جامعه (به لحاظ فکری) هستند، به کتاب‌های خاصی علاقه دارند که معیارهای ادبی لازم را دارند و در هر شرایطی کتاب موردنظر خود را از ناشران شناخته شده و مستقل تهیه می‌کنند.
بنابراین نمی‌توان از آن‌ها انتظار داشت که کتاب‌های سفارشی و مورد حمایت دولت که مطابق میل و تفکر آن‌ها هستند، بخوانند.

مزینانی افزود: به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که باید از میان اقشاری از جامعه که عموما کتاب‌خوان نیستند، مخاطب‌سازی کنند. آنها تصمیم گرفتند با پرداختن به آثار دفاع مقدس به هدف خود برسند. زیرا سوژه‌ی دفاع مقدس، اقشار گسترده‌ای از جامعه را به خود معطوف می‌کند که همانا خانواده‌ی شهدا، جانبازان و... هستند.

این نویسنده در تشریح این رویه ادامه داد: از طرفی این جریان فکری، به کتاب‌هایی نیاز داشت که برنامه‌های تبیین شده را محقق کند. بنابراین در گام اول به مراکز نشری نیاز بود که بتوانند با حمایت‌های بی‌دریغ مالی، کتاب‌های مورد نظرشان را منتشر کنند؛ مراکز نشری همچون سوره‌ی مهر یا بنیاد ادبیات داستانی و...

وی گفت: در گام بعدی این چالش وجود داشت که چه نویسندگانی باید در این پروژه‌ی از پیش تعیین شده حضور داشته باشند و تولید کتاب کنند. از آنجایی که نویسندگان جدی حاضر نبودند قلمشان را در اختیار سفارش‌های آنچنانی قرار دهند، برنامه‌ریزان تصمیم به پرورش نسلی از نویسندگان گرفتند که تمام و کمال، مطابق با میل و اهداف آنان بنویسند و بتوانند کتاب‌سازی را در حد وسیعی پیش ببرند. به این ترتیب بود که پرورش گلخانه‌ای نویسنده آغاز شد!

این منتقد ادبی اضافه کرد: این تصمیم، تصمیم شومی بود. چراکه باعث شد افرادی به عنوان نویسنده مطرح شوند و صاحب کتاب باشند که به هیچ وجه صلاحیت نوشتن را نداشتند و ندارند! و از آنجایی که پرداختن به دفاع مقدس با خاطره‌نویسی و بیان خاطرات همراه است، هر کسی که انشای خوبی داشت و می‌توانست شسته رفته بنویسد را به کار گرفتند؛ فارغ از آنکه داستان‌نویسی اصولی را می‌طلبد که یک شبه به دست نمی‌آید.

مزینانی در ادامه به تخصیص رانت‌های مختلف برای گسترش این طرح و کتاب‌سازی‌های بیشتر اشاره کرد و گفت: در این مسیر ناشران مذکور به چاپ کتاب‌های بی‌کیفیت که البته چاپ تروتمیز و با کیفیت داشت، روی آوردند و از طرفی چون به منابع مالی بی‌پایان دسترسی داشتند، برای رسیدن به هدف مخاطب‌سازی‌، کتاب‌هاشان را با بهایی بسیار نازل قیمت‌گذاری کردند. مثلا اگر یک کتاب (با در نظر گرفتن قیمت کاغذ و هزینه‌های چاپ) قرار بود ۵۰ هزار تومان قیمت بخورد، زیر ۱۰ هزارتومان قیمت خورد.


وی افزود: این ناشران حتی به این سطح از اعمال سوبسید راضی نشدند و در گام‌های بعدی دست به توزیع رایگان کتاب‌ها بین اقشار موردنظرشان در جامعه دست زدند. چرا کسی نمی‌رود بررسی کند که در طول این‌سال‌ها، چند میلیون نسخه کتاب به صورت رایگان توزیع یا اهدا شده؟

این نویسنده ضمن بیان این مطلب که پروژه‌ی کتابسازی و مخاطب‌سازی، تعادل حوزه‌ی نشر را به هم ریخته، اظهار داشت: در شرایطی که ناشران خصوصی برای سرپا ماندن و ادامه‌ی کار با انواع و اقسام فشار‌ها و مشکلات دست و پنجه نرم می‌کردند، ناشران مورد حمایت و بهره‌مند از رانت‌های کلان کتاب‌های خود را در تیراژ‌های بالا و با قیمت‌های نازل (و حتی رایگان) چاپ و توزیع کردند. از طرفی شرایط بد مالی و درآمد پایین نویسندگی از طریق حق‌التالیف‌های معمول، باعث شد که برخی از نویسندگان به
باید‌ها و نباید‌های این جریان گردن بدهند و هر یک به گونه‌ای جزو این جریان شوند. این رویکرد‌ها در مجموع، نه تنها نتایج مثبتی در پی نداشته، بلکه تعادل‌ها را در حوزه‌ی نشر به هم ریخته است.

وی ادامه داد: جریان مذکور در ادامه‌ی مسیر، برای اعتبار دادن به خود و کتاب‌های تولید
شده‌اش، جوایز دولتی را نیز به خدمت گرفت. این ادعا کاملا با بررسی برگزیدگان سال‌های اخیر جوایز دولتی و در راس آن‌ها، جایزه‌ی جلال آل احمد قابل تایید است. یک وقتی ممکن است کتابی که مورد اقبال عمومی نیست، به دلیل ارزش‌ها و معیارهای ادبی برگزیده‌ی یک جایزه شود اما اینکه یک کتاب با وجود نقایص متعدد و ضعف‌های بارز حتی در ساختار اصلی داستان، برگزیده‌ی یک جایزه آن هم در حد و اندازه‌ی جایزه‌ی جلال شود، دیگر پذیرفتنی نیست.

مزینانی افراد: اینگونه شد که مخاطبان رفته رفته اعتماد خود را به جوایز دولتی و کتاب‌های کتابسازی شده توسط جریان حمایت شده از سوی دولت و حکومت از دست
دادند. به همین دلیل است که برگزیده شدن یک کتاب در جوایز دولتی، هیچ تاثیری بر اقبال عمومی از آن کتاب و بالا رفتن نوبت چاپ و تعدد تیراژ آن ندارد.

وی با اشاره به سوژه‌ی دفاع مقدس گفت: دفاع مقدس، برای من هم مقدس است و خود من هم در این حوزه داستان نوشته‌ام. اما معتقدم دستمایه قرار دادن این سوژه برای پرورش گلخانه‌ای نویسنده، مخاطب و کتابسازی، از آنجایی که با تخصیص بودجه‌های ناعادلانه همراه بوده و در ‌‌نهایت به کتاب‌هایی بی‌ارزش و ضعیف منتج شده، خیانت به مبانی دفاع مقدس است. زیرا در دراز مدت به جای ترویج مبانی و ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس، منجر به ایجاد بدبینی در جامعه می‌شود. من معتقدم اگر هر ده سال تنها یک کتاب ارزشمند دفاع مقدسی چاپ شود، شرف دارد به اینکه سالی صد‌ها کتاب ضعیف و بی‌ارزش در این حوزه تولید شود.

این منتقد ادبی ضمن انتقاد به رویکردهای جانبدارانه‌ی سوره‌ی مهر و بنیاد ادبیات داستانی گفت: متاسفانه تنها چیزی که برای مدیران ارزش دارد، آمار است. کسی نمی‌رود تحقیق کند که این کتاب‌هایی که منتشر شده، آیا تک فروشی هم داشته‌اند یا هزارتایی هزارتایی به فلان سازمان و فلان بنیاد هدیه شده‌اند؟ کسی نمی‌رود تحقیق کند این کتاب‌ها اصلا خوانده شده‌اند؟ کسی نمی‌آید کیفیت ادبی این کتاب‌ها را ارزیابی کند و بگوید چرا این همه سرمایه را صرف انتشار کتاب‌های ضعیف می‌کنند؟

وی افزود: این تصمیمات و این خط فکری متاسفانه به جز از بین بردن اعتماد مخاطبان و ترویج نوعی نان به نرخ روز خوردن و نان به هم قرض دادن و نان بریدن‌ها از سوی نویسندگان و منتقدان و... حاصلی را به همراه نداشته. از نویسنده می‌خواهند سفارشی بنویسد و نان را به نرخ روز بخورد، از منتقد و داور جوایز می‌خواهند که به فلان کتاب و فلان نویسنده نان قرض دهد؛ مبادا در یک جلسه‌ی نقد، منتقدان بخواهند ارزش کیفی فلان کتاب را زیر سوال ببرند.

مزینانی با انتقاد به نشست‌ها و میزگردهایی که توسط برخی از نهادهای دولتی در حوزه‌ی نقد ادبی برگزار می‌شود، ادامه داد: روز گشته یکی از ۴ منتقد نشست نقد رمان «گرگ‌سالی» نوشته‌ی مرحوم فردی بودم. به قدری جمعیت کم بود که اعتراض کردم و گفتم چنین جلساتی را در اتاق‌های کوچک برگزار کنید تا خلوتی آن به چشم نیاید. دلیلش این است که اعتبار این جلسات از بین رفته و مردم و مخاطبان اعتمادی به آن‌ها ندارند. این وضعیت حتی منتقدان را از دل و دماغ می‌اندازد و امکان نقد تحلیلی را از آن‌ها می‌گیرد. البته من نقد‌هایم را تمام و کمال و بدون هیچ ملاحظه‌ای گفتم که البته هر خبرگزاری قرائت مختلفی در انعکاس گزارش آن مراسم داشت!

وی در پایان سخنانش، تنها راه برون‌رفت از وضعیت به وجود آمده را گسترش مراکز مردم‌نهاد و NGO‌های خصوصی دانست و اظهار داشت: من هم دوست دارم به دولت جدید و ارشاد جدید امیدوار باشم. اما تا وقتی که دولت دست از دخالت‌ها و حمایت‌های خارج از قاعده‌اش بر ندارد، تا وقتی کار به نهادهای مردمی و مراکز و بنیادهای خصوصی سپرده نشود، تا وقتی که بودجه‌های فرهنگی به صورت عام و برابر بین مراکز خصوصی و مردمی توزیع نشود، هیچ مشکلی حل نخواهد شد.

                                                                 
                      خبرگزاری ایلنا      ۱۳۹۲/۷/۸
                             
 
در حاشیه گفتگویی از نویسنده شاه بی‌شین
کمی از سفره فاصله بگیرید، بعد نمکدان بشکنید!

 

یکی از نویسندگان در گفتگو با یک خبرگزاری در حالی به انتقاد از نوعی مدیریت فرهنگی پرداخت که به نظر می‌رسد خودش هم به نوعی محصول همان مدیریت است.

به گزارش رجانیوز، محمدکاظم مزینانی که اخیراً با رمان «شاه بی‌شین» معروف شده است در گفتگو با ایلنا ضمن انتقاد از دخالت بیش از حد دولت در حوزه نشر، گفت: مدیران و مقامات فرهنگی در دولت و نهادهای حاکمیتی در ارزیابی‌های خود دریافتند که مخاطبان ادبیات جدی، خلاقانه و ناب که عمدتا از قشر متوسط به بالای جامعه (به لحاظ فکری) هستند، به کتاب‌های خاصی علاقه دارند که معیارهای ادبی لازم را دارند و در هر شرایطی کتاب موردنظر خود را از ناشران شناخته شده و مستقل تهیه می‌کنند. بنابراین نمی‌توان از آن‌ها انتظار داشت که کتاب‌های سفارشی و مورد حمایت دولت که مطابق میل و تفکر آن‌ها هستند، بخوانند.

مزینانی در ادامه پرداختن به سوژه دفاع مقدس را هم در همین راستا ارزیابی کرده و در نهایت می‌گوید: از طرفی این جریان فکری، به کتاب‌هایی نیاز داشت که برنامه‌های تبیین شده را محقق کند. بنابراین در گام اول به مراکز نشری نیاز بود که بتوانند با حمایت‌های بی‌دریغ مالی، کتاب‌های مورد نظرشان را منتشر کنند؛ مراکز نشری همچون سوره‌ی مهر یا بنیاد ادبیات داستانی و...

این نویسنده در صحبت‌هایش پرورش نویسندگانی ناتوان اما همسو با این سیاستها را یکی دیگر از اقدامات مدیران فرهنگی خوانده و هدیه کتاب‌های این جریان به سازمان‌ها و نهادها را فریبی برای پرفروش نشان دادن آنها می‌داند. طبیعتا انتقاد از جایزه‌های ادبی دولتی هم چاشنی این صحبت‌ها شده است.

ادعاهای محمدکاظم مزینانی در این گفتگو چیز تازه یا عجیبی نیست و ادبیات انقلاب و متعدد سالهاست که با این تهمت‌ها روبروست. جریانی که کتاب‌هایش غالبا پرفروش نمی‌شوند همواره با این توجیه در پی زدودن انگ بی‌مخاطبی از خویش بوده‌اند. زیر سوال بردن فروش بالای کتاب‌های ادبیات انقلاب و دفاع مقدس تنها راهی بود که این جریان پیش روی خود می‌دید.

بنابراین این ادعاها چیز جدیدی نیست که جوابی بطلبد اما جهت روشن شدن ذهن مخاطبان تنها به دو نکته اشاره می‌شود.

اول اینکه برای پی بردن به اقبال مردم نسبت به کتاب‌هایی همچون دا، نورالدین پسر ایران، پایی که جاماند، خاک‌های نرم کوشک و... کافی است تا سری به کتاب‌فروشی‌های راسته خیابان انقلاب تهران بزنید و ببینید حتی فروشگاه‌هایی که نسبتی با ادبیات متعهد ندارند چطور این کتاب‌ها را در ویترین خود چیده‌اند.

در واقع این کتاب‌فروشی‌ها در حالی که از فروش کتاب‌هایی اینچنین چندان میانه  خوبی ندارند در برابر اقبال کتاب‌خوان‌ها مجبور شده‌اند این چند کتاب شاخص را به میان کتاب‌های روشنفکری خویش راه بدهند تا به اصطلاح بازاری‌ها جنسشان جور باشد و مشتری دست خالی بیرون نرود. یک سر به این راسته بزنید و خود به چشم خویش ببینید. البته حضور در غرفه برخی انتشاراتی‌های شاخص این کتاب‌ها و صرف چند دقیقه وقت و مشاهده خرید کتاب‌ها توسط مردم هم راهی دیگر است. مگر اینکه ادعا شود هم آن کتاب‌فروشی‌ها بخاطر سازمان‌ها آن کتاب‌ها را در ویترین چیده‌اند و هم اینکه در نمایگاه کتاب آن نماینده سازمان‌ها هستند که همراه با خانواده به خرید این کتاب‌ها می‌پردازند!

نکته دیگر اینکه بد نیست جناب مزینانی به چند سوال پاسخ دهند. انتشاراتی مانند سوره مهر دقیقاً از کی به بازویی برای پرورش نویسندگان گلخانه‌ای و پیشبرد سیاست‌های ادعایی آقای مزینانی تبدیل شد؟ آیا وقتی کتاب ایشان با عنوان «پاییز در قطار» در سوره مهر منتشر و جایزه کتاب سال را برد و در جایزه شهید غنی‌پور برگزیده شد، نیز اوضاع همینطور بود؟ آیا این انتشارات بدنبال پرورش نویسنده‌ای گلخانه‌ای بود که جایزه‌های دولتی نیز به کمکش آمدند تا او معروف شود؟!

آیا چندین کتاب ایشان که در سوره مهر منتشر شده است هم از همین قاعده پیروی می‌کنند؟ آیا ایشان با علم به همین رویکرد خائنانه(!) سوره مهر کتابهایی چون «شعرهاى ناتمام»، «خانه ابرى»، «راز زندگى یک کلاغ»، «شاه بی‌شین» و... را برای چاپ به این انتشارات سپردند؟!

آقای مزینانی در یکی از نوشته‌های چند سال پیش خود نوشته بودند که تقسیم بندی‌های رایجی مانند ادبیات انقلاب و... را قبول ندارند، اما جالب آنکه وقتی «شاه بی‌شین» در دومین دوره «جشنواره داستان انقلاب» رتبه اول جشنواره را به خود اختصاص داد حرفی از این تقسیم‌بندی‌های نادرست نزدند. همینطور است برگزیده شدن کتاب دیگرشان یعنی «آه بی‌شین» در چهارمین دوره همین جایزه.

نکته آخر اینکه اگر از نشر ایشان تلاش برای رساند این کتاب‌ها به دست مردم «مخاطب سازی» از میان اقشار فرودست فرهنگی و مقابله با مخاطبان جدی ادبیات است، چرا به طرح عرضه کتابشان یعنی «شاه بی‌شین» در سوپرمارکت‌ها توسط سوره مهر اعتراضی نکردند؟

به نظر می‌رسد شاید بد نباشد جناب مزینانی لااقل کمی از سفره انتشاراتی‌های به زعم ایشان «دولتی» یا جایزه‌های «دولتی» یا سوژه‌های «دولتی» فاصله بگیرند و بعد اینطور نمکدان بشکنند.

هدف این نوشته دفاع از نشرهایی همچون سوره مهر یا بنیاد ادبیات داستانی، که حتما انتقادهایی به آنها وارد است، نیست. همانطور که زیر سوال بردن توانایی‌های فنی آقای مزینانی هم مورد نظر نمی‌باشد. بلکه فقط یادآوری همان ضرب المثل حکمی است که : «یکی بر سر شاخ و بن می‌برید». گاهی وقت‌ها برخی افراد که همه آبروی هنری خود را مدیون ادبیات متعهد، انقلاب و دفاع مقدس هستند، جوری انتقاد‌های –حتی شاید بعضاً به حقشان- را مطرح می‌کنند که هر کس نداند فکر می‌کند، قضیه چیز دیگری است!

            
                       
/ 4 نظر / 12 بازدید
محمدرضا

سلام هر دو متن را خواندم اينكه شما گفتيد ايلنا بدون اجازه شما اونم اسامي را آورده به كنار اما به هر حال حرفهاي رجانيوز به نظرم بايد جواب داده بشه جسارتا شبهاتش به نظر بنده وارده فكر ميكنم اگر جوابي داريد بايد بدهيد

طه

سلام فرضا كه ايلنا نبايد منتشر ميكرد ولي اين كه به معني اينكه شما اون حرفها رو نزديد نيست؛ هست؟! بنابراين وقتي اون حرفها رو زديد لااقل مرد باشيد و تو جلساتي مثل عصر تحربه بنياد ادبيات داستاني شركت نكنيد. شما هم ميخوايد پز روشنفكري تون رو بديد و اداي نويسنده هاي مستقل رو در بياريد و هم از مواهب انتشارات هاي دولتي استفاده كنيد شرم آوره

دوستدار امام زمان

هوالنور مطالب مفید و قابل تأملی بود. با خیلی از حرف های شما موافقم. متاسفانه بعض از آثاری که جایزه می گیرد انصافاً کارهای آن چنان قابل تقدیری نیستند. تشکر موفق باشید.

محمدرضا

سلام ممنون كه پاسخ گفتيد حرف بنده اين است: شما ميگوييد كه چرخه اي در كشور وجود دارد كه از موضوع و سوژه گرفته تا انتشار و حمايت تا جايزه دادن و معروف كردن نويسندگان ضعيف ولي همسو را در دستور كار دارد. و از دو انتشارات ينام ميبريد بعنوان نمونه و البته مهمترين بازوهاي اين چرخه. اما خود شما هم در اين چرخه كتاب چاپ كرده ايد، هم جايزه گرفته ايد و هم خيلي امتيازات ديگر. چطور ميتوان اين دو را با هم جمع كرد. چطور وقتي آنها به شما جايزه ميدادند مشغول اجراي آن سياستها نبودند؟ چطور وقتي همه كتابهاي شما در سوره مهر چاپ ميشود،‌آن سياستها در حال اجرا نيست؟ و خيلي چراهاي ديگر. اينها تناقض است